تبليغاتX
ازادی سکوت - حقیقت را بگویید، آقای رئیس جمهور

ازادی سکوت

همین چندی پیش در روز خبرنگار بود که آقای ریئس جمهور از اصحاب قلم ایران زمین درخواست کرد تا حقیقت را بگویند و تصویری از  ایران واقعی را به جهان و جهانیان معرفی کنند. در سخنان آن روز، ایشان فرمودند: " امروز ماموریت ما معرفی ایران زیبا و قدرتمند به مردم جهان است و این معرفی کمک می کند تا نگاه دنیا درخصوص کشور ما تغییر کند".

چه دشوار می نماید جدی گرفتن ایشان آنگاه که سخن از راستی و واقع گرایی به میان می آورد و لب به ذکر معنویت قلم می گشاید. ایشان، گویا از خاطر برده اند که در حضور همین مردم در برنامه تلوزیونی کاندیداتوری خود، تا چه اندازه کلام بی عمل راهی ذهن مردم و صد البته تاریخ کردند. ایشان، چه زود فراموش کردند که قول داده بودند با شکل ظاهر و لباس مردم، سر و کارشان نباشد: "مگرمشکل کشور ما قیافه بچه های ماست؟ ". آقای احمدی نژاد! میدانی و می دانم، که صد البته چنین نیست  و عجبا که امروز... می دانی و نمی دانم که چگونه است که از موی سر تا کفش پا، شده است معضل، شده است مشکل. گیرم که چنین باشد، آقای احمدی نژاد مگر نه آن است که تربیت تو و امثال تو، لباسی که نشان آدمیت نبود را سمبل حبیت و حریت و هویت جوانانمان کرد؟

گویی از حافظه بی بهره است این مرد و یا در راه تزویر و ریا و بی شرمی قدم بر می دارد. زیرا که نمی توان چنین مضحک خود و رژیم را به سخره گرفت. همین چند روز پیش بود که ایشان در خصوص مشورت خود با مقام رهبری در خصوص وزرای جدید کابینه دروغ گفتند. این دروغ گرچه مردم  را نیازرد و تفاوتی هم در زندگی ایشان ایجاد نکرد(؟) اما روزنامه کیهان و حسین شریعتمداری را برآشفت. این واقعه آنقدر خجالت آور بود که دفتر رهبری را مجبور ساخت در یک واکنش عجیب و منحصر به فرد، دست به انتشار نامه ای زند و بر طریق ادب به وی گوشزد کند که دگر هرگز چنین نکند و از قول رهبری دروغ نگوید.

احمدی نژاد در بسیاری  موارد دروغ گفته است، حال چگونه است  که راستی و درستی را به دیگران پند می دهد؟ ایشان در خصوص اقتصاد کشور هر روز اطلاعات اشتباه می دهند و به دروغ اوضاع را آرام و رو به بهبود توصیف می کنند. وضعیت معیشتی مردم هر روز سخت تر از روز پیش می شود و تمام مایحتاج روزمره مردم چندین برابر بیشتر از حد معمول و یا میانگین توروم جهانی گران شده است. اما ایشان چنین موضوعاتی را نادیده می گیرند و به تکرار دروغ پردازی می کنند و تخیلات خویش را به زبان واقعیت و آن هم در دنیای سیاست تحویل دنیا می دهند. دور بودن این شخص از حقایق و واقعیات مرسوم امروز جهان چنان آشکار است که مردم در کوچه و بازار با طرح انواع و اقسام جوکها و شوخیها مخالفت و انزجار خود را از ایشان ابراز می کنند.

درد دروغ و تزویر وریا سالهاست در جان و روح حکومت پیچیده است و درمانش هم ممکن نیست الا به روزگاران. اما صراحت و وقاحت برای بیشتر دروغ گفتن و یا دروغ بزرگتری از زبان دیگری گفتن، به یقین موضوعی است که با دولت احمدی نژاد به جامعه سیاسی وارد شده است. آقای ریئس جمهور در بیاناتشان به خبرنگاران هم، دچار دروغ گویی شدند. ایشان فراموش کردند که بسیاری از خبرنگاران در سالهای حکومت ایشان در زندان بسر بردند، عده ای در خانه به تبعید رفتند و دسته ای به غربت. چگونه شد که ایشان اکنون در جمع خبرنگاران می گویند که این قوم قلم به دست نشاید و نباید که موضوعات را همانطور که می بینند گزارش کنند.؟؟؟ حقارت آمیز تر آنکه  سایت" الف " که سایت آقای توکلی است و از حامیان درجه یک انقلاب و ولایت و امامت، فقط برای افشا کردن مدرک قلابی دکترای آقای وزیر کشور مسدود می شود.

ایشان فراموش کردند که به دستور خودشان و ریئس شورای امنیت، حکمی به تمام مطبوعات فرستادند و فرمودند تا هیچ کس هیچ مطلبی را در خصوص نیروی هسته ای بدون هماهنگی به چاپ نرساند و هیچگونه انتقاد را در این زمینه انتشار ندهد. مقام رهبری در دفاع از چنین شخص و دولتی سر از پا نمی شناسند و تصور می کنند که مردم نمی فهمند و عقل و شعورشان را با خود از خانه بیرون نمی برند. تمام خبرنگاران آن روز، بعد از شنیدن این حرفها در دلشان با خود چه نجوا کردند؟ و چطور توانستند این حرفهای کم مایه و شعاری را بشنوند و تهوع نکنند.

با قبول این نکته که تمامی دولتها در سرا سر دنیا رازهایی دارند که نمی توانند و یا نمی خواهند با مردم در میان بگذارند، اما انفجار و حملات تروریستی این روزهای تهران و دیگر مناطق کشور را چرا نباید مطبوعات گزارش بدهند؟ انفجار اخیر میدان فردوسی تهران هنوز صدایش در گوشمان باقی است ولی چرا هیچ کس هیچ چیز در این خصوص ننوشت و جرات نکرد که بگوید و پخش کند؟ فعالیتهای تروریستی شیراز و انفجار حسینه چرا باید چیز دیگری گزارش شود؟ چرا گروه جندالله به سر کردگی عبدالمالک ریگی هنوز فعال است و هر روز تعداد بیشتری از سربازان و ماموران نظامی و امنیتی ایران نازنین کشته می شوند و کوچکترین اطلاع رسانی در این خصوص صورت نمی گیرد. مگر مردم نباید از این وقایع باخبر باشند؟ مگر نه کار خبر نگار، خبر دادن است؟ مگر نه  خبر دادن آگاه کردن؟ مگر نه آگاهی مایه رهایی؟ آقایان پروای چه دارید و از چه باکتان است؟ نکند... از رهایی؟

آن چه مسلم است، این که رهبران و مسئولان سیاسی امروز ایران نمی خواهند مردم ایران از وضعیت دولت و موضوعات مرتبط با حکومت با خبر شوند، ایشان ترجیح می دهند تا مردم با همین گرفتاریهای مالی و تورم و بدبختی معیشتی سرگرم باشند. آنها علاقه به این که مردم از خطرات واقعی تروریستی در کمینشان مطلع شوند ندارند. آنچه اهمیت دارد تداوم نظام و حکومت است و نه چیز دیگری. با ایجاد توهم حضور دشمن تخیلی در خارج از مرزها و معرفی دوستان واقعی یک ملت به عنوان دشمن و دشمنان آن به عنوان دوست، سعی دارند تا چند صباحی بیشتر کرسی قدرت را در آغوش گیرند. دریغ از آنکه ما زنده ایم و هوشیار و می نویسیم و می گوییم، تا لحظه ی آخرین زندگی مان تا آن دم که قلم نازنین، این تنها ودیعه الهی، با دستانمان رفاقت دارد، تا آنزمان که شما را شرمتان آید و دست از این بازی سراپا زیان بشویید، باشد که آیندگان ما را به مدد تفکر و عدل به قضاوت بنشینند.

 

احمد طباطبایی   

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 3:24  توسط هم وطن  |