تبليغاتX
ازادی سکوت

ازادی سکوت

 

من تو این چند وقته خیلی با خودم فک کردم ، به این نتیجه رسیدم که من چرا فقط نقاط منفی دکتر محمود احمدی نژاد (آن صاحب دولت موعود-آن رجایی زمانه- آن گوینده حقیقت سرمدی- آن ‏دائم الدیدار- ... ) رو میبینم ، آخه تا کی میخام این عینک بدبینی رو به چشم داشته باشم و خودمو از دیدن نقاط مثبت او محروم نمایم.

الان که کلاهم را قاضی میکنم میبینم چه خبطی مرتکب شدم. آه ، الهی العفو...

خب احمدی نژاد هم مثه بسیاری از مسئولان کشور نقاط ضعف و قوتی دارد.این بود که تصمیم گرفتم این پستو بنویسم ولی این بار فقط و فقط ( تاکید میکنم !!) نقاط متبت او را ببینیم .

 

 

*ایجاد امنیت در تمام کشور: تا سه سال قبل در ایران امنیتی وجود نداشت،گاهی اوقات دزدان دزدی می کردند و اشرار ‏شرارت می کردند، اما سه سال است که ‏ما موفق شدیم زندگی را برای تروریست هایی که در همین سه سال تولید شدند، سخت کنیم، ‏موفق شدیم کاری کنیم که در بلوچستان امنیت کامل برقرار شود و فقط هر ماه تعدادی را سر ‏ببرند !

 

*حل مشکل بنزین: اگر دولت نهم هیچ کاری برای این کشور نکرده بود و فقط موفق شده بود ‏مساله بنزین را حل کند، کاری کرده بود کارستان. دولت با پافشاری بر مواضع خودش باعث شد که پس از یکی دوماه، اولا مصرف بنزین به ‏همان مقدار باقی بماند و در عوض مردم بطور منظم برای زدن بنزین توی صف بایستند. و ‏این صف چیزی بود که جامعه ما به آن نیاز داشت.

 

* از بین بردن حرکات ضد امنیتی مانند بلند کردن موی پسران، پوشیدن ‏شلوار فاق کوتاه ، کشیدن قلیان ، استفاده از آلبوم مدل برای آرایشگاهها، پوشیدن روسری ‏کوچک، پوشیدن شلوار تنگ و کوتاه و مواردی از این دست که امنیت کشور را واقعا بخطر ‏انداخته بود، از بین برود و دولت توانست با تعداد کمی اعدام در وسط خیابان زندگی را برای ‏ملت زیباتر کند. و چه لحظه مهرورزانه ای است که کودکان در خیابان جمع می شوند و اعدام ‏ها را نگاه می کنند و با قلبی پر از امید به آینده می نگرند.‏

 

*حل مشکلات علمی جهان: بی تردید دولت احمدی نژاد حق بزرگی به گردن علوم و ‏دانشگاههای جهان دارد. این نقشی است که تاریخ بعدها در مورد آن قضاوت خواهد کرد. شاید روزی بخش ‏تاریخ دانشگاه هاروارد مجسمه ای از احمدی نژاد را در حیاط این دانشگاه نصب کند و ‏بسیاری از دانشمندان آینده جهان به یاد بیاورند که وقتی بیست و دو ساله بودند مردی را در ‏تلویزیون دیدند که با دیدن او یقین کردند باید هر چه زودتر از کشورشان فرار کنند و پس از ‏آن بود که مدارج ترقی علمی را طی کردند.‏

 

*استفاده بهینه از آفتابه و جهانی کردن آن. این چیز مهم سالها توانست به مردم ما خدمت کند. خدمتی بی دریغ و ‏انکار ناپذیر. اما ایجاد شلنگ های طولانی غرب چه لطماتی به آفتابه های مظلوم نکرد د. دولت نهم توانست با بهینه سازی ‏استفاده از آفتابه در مبارزه با فساد و تباهی، بار دیگر به غربی های عقب مانده نشان بدهد که ‏همین آفتابه ای که آنان از زندگی شان حذف کرده اند، چه اهمیتی دارد. بسیاری از جهانیانی ‏که آفتابه قرمزی را به گردن مردان خشن شهر می دیدند، تازه پس از دیدن این عکس ها سعی ‏کردند با آفتابه آشنا شوند و ببینند آویختن این شیئی بر گردن دستگیرشدگان چه معنایی دارد و ‏اثر این اقدام چیزی نبود جز جهانی شدن فرهنگی و اجتماعی آفتابه در سطح دنیا.‏

 

* تولید انرژی هسته ای: یکی از برکات بی بدیل دولت نهم که واقعا خاکش توی سر دولت هشتم ‏و هفتم و ششم و پنجم بخورد، این بود که موفق شد ایران را هسته ای کرده و چنان تلاشی ‏برای تولید انرژی هسته ای بکند که برق معمولی کشور هم روزی دو سه ساعت قطع بشود و ‏مردم تازه متوجه شوند که ادیسون چقدر نقش بزرگی در زندگی بشر داشته و به علم علاقمند ‏شوند. در حالی که دولت های قبلی هشت سال زور می زدند و حداکثر ده درصد به تولید انرژی ‏هسته ای نزدیک می شدند، دولت نهم در عرض یک هفته اعلام کرد، ایران یک کشور هسته ‏ای شده است.

 
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 16:10  توسط هم وطن  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 19:1  توسط هم وطن  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 18:45  توسط هم وطن  | 

ده سوال چند گزینه ای جهت پاسخگویان محترم پیشنهاد ‏می شود. به کسانی که بتوانند به این سووالات پاسخ بدهند، یک دکترای افتخاری از دانشگاه ‏آکسفورد داده می شود.‏(البته جوابهاتون رو به http://web-nevesht.blogfa.com/ بفرستین تا در مسابقه شرکت داده بشین !!)

 

-  چرا احمدی نژاد گفته است " پیروزی از آن ماست"؟
الف) گوینده از خودش خوشش می آید؟
ب) گوینده از واقعیت خوشش نمی آید؟
ج) گوینده معنی پیروزی را نمی داند؟
د) گوینده فکر می کند ما معنی پیروزی را نمی دانیم؟‏
هـ) قرار است تیم پرسپولیس را هم بدهند به احمدی نژاد؟

 

2- چرا دفتر رئیس جمهور مدرک دکترای دانشگاه آکسفورد وزیر کشور را تائید ‏کرد، ولی خود دانشگاه آکسفورد این مدرک را تائید نکرد؟
الف) چون مدیریت دولت علمی است؟
ب) چون مدرک کاغذپاره است و کاغذپاره ها دست دولت است؟
ج) چون رئیس جمهور دکتر احمدی نژاد است؟
د)  چون دانشگاه آکسفورد انگلیسی است و انگلیس دشمن ماست؟

 

3- چرا کردان گفته است، انقلابی در دنیا با شکل گیری دولت نهم پاگرفته است؟
الف) چون دانشگاه آکسفورد الکی به کسی دکترای افتخاری نمی دهد؟
ب)  چون می خواست یک دکترای افتخاری دیگر از هاروارد بگیرد؟
ج)  چون می خواست قضیه دکترا را لایی رد کند؟
د) چون ایجاد انقلاب در جهان نیازی به داشتن دکترای آکسفورد ندارد؟
هـ)  همین جوری؟

 

4- اگر حرفی که مشائی مشاور احمدی نژاد در مورد اسرائیل زد، مشاور خاتمی در ‏مورد اسرائیل زده بود، به کجا می رفت؟
الف) می رفت به جایی که ترک ها نی انداختند؟
ب) می رفت به جایی که افغانی ها نی انداختند؟
ج)  می رفت به جایی که تاجیک ها نی انداختند؟
د)  می رفت به جایی که عرب نی انداخت؟
هـ) بعد از اینکه او را توی چرخ گوشت می انداختند، با او همبرگر درست می کردند؟

 

5-  چرا سردار رادان محبوب ترین مدیر پایتخت شد؟‏
الف) به همان دلیل که کردان وزیر کشور شد؟
ب) به همان دلیل که احمدی نژاد محبوب ترین شخصیت دنیای عرب شد؟
ج)  به همان دلیل که ایران بزرگترین قدرت جهان شد؟
د)  بخاطر چشم های جذاب و موهای دلفریبش؟
هـ) چون مردم مازوخیسم دارند و دوست دارند کسی کتک شان بزند؟

 

6-  با توجه به اینکه دروغ گفتن باعث ابطال روزه می شود، احمدی نژاد در ماه ‏رمضان چگونه سخنرانی می کند؟
الف)  بعد از افطار سخنرانی می کند؟
ب)  بین افطار و سحر سخنرانی می کند؟
ج)  بعد از افطار سخنرانی اش را ضبط می کند و در طول روز پخش می کنند؟
د)  به سفر می رود و چون روزه بر مسافر واجب نیست، سخنرانی می کند؟
هـ)  روزه می گیرد و دروغ نمی گوید و در نتیجه دولت سقوط می کند؟

 

7- با توجه به اینکه علی آبادی گفته است: " در اسلام چیزی به نام شکست نداریم" ‏علت نگرفتن مدال توسط ایران در المپیک پکن چه بود؟
الف) چون در اسلام شکست نداریم، ولی در مسابقات ورزشی شکست داریم؟
ب) چون آنها با توپ بازی می کردند، ما با اسلام، در نتیجه آنها بردند، ولی ما هم ‏شکست نخوردیم؟
ج) چون مدال و پیروزی مهم نیست، فقط چهل میلیارد پول اضافی داشتیم که باید ‏خرج می کردیم؟
د)  در اسلام اگر ما پیروز شویم پیروز شده ایم، ولی اگر آنها پیروز شوند ما ‏شکست نخوردیم؟
هـ) آدم اگر حرف مفت نزند ممکن است بمیرد؟

 

8-  چرا دوهفته پیش، نخست وزیر ژاپن استعفا داد؟
الف) چون خارجی ها وقتی احساس کنند نمی توانند کاری انجام دهند استعفا می دهند؟
ب)  چون مدرک تحصیلی اش تقلبی نبود، ولی مشکل کاری داشت؟
ج) چون هر وقت احساس ناتوانی می کرد، به سفر نمی رفت؟
د)  چون نخست وزیر ایران نبود، وگرنه استعفا نمی داد و رئیس جمهور می شد؟‏

 

9- هنر محمود احمدی نژاد را در چه میدانید؟

الف) دکترای آسفالت

ب) مربی گری فوتبال

ج) سخن گفتن به زبان های ترکی و عربی و لری و ترکمنی و غیره،

د) آشپزی رزا احمدی نژاد

هـ)دروغ گفتن به مردم

 

10-چرا باید به احمدی نژاد ، در دوره بعد رای بدهیم ؟


الف) چون به تمامی شعارهای انتخاباتی و تمامی قولهایی که به مردم داد عمل کرد: کاری به مو ،لباس وظاهر جوانان نداشت و نداره.توانست قیمت کالاها را تثبیت کند وجلوی گرانی ها را بگیرد، نتیجه کار:قیمت گوجه فرنگی 250تومانی شد، 2500تومن.چای کیلویی 3000 تومان، شد 7000 تومان،مرغ کیلویی 2100تومان، شد 3500 تومان و...

 کاری کرد که بانوان هم بتوانند به ورزشگاهها بیایند و به تماشای مسابقات در ورزشگاهها بپردازد.

 

 

ب) افزایش سن دانشمندان: یکی از عواقب خطرناک رفتن دولت احمدی نژاد کاهش ‏تعداد دانشمندان کشور است، در دوره دولت نهم سن متوسط دانشمندان مهم کشور به فاصله ‏سنی 16 تا 25 سال [سن دخترک مخترع انرژی اتمی تا سن مهرداد جون] رسید

 

ج) آیا مردم در صورتی که وضع ‏تغییر کند می توانند این تغییر ادبیات را بفهمند؟ آیا همین امر موجب سوء تفاهم نمی شود؟ ‏جامعه ای که چهار سال عادت بکند به او بگویند بتمرگ! مرتیکه حمال! وقتی بشنود که به او می گویند آقا و خانم محترم، لطفا تشریف بیاورید بنشینید، ‏احساس نمی کند که اشتباهی رخ داده است؟ و آیا براحتی متوجه این اشتباه می شوند؟

 

د)شکوفایی استعداد ملی: باید ‏احمدی نژاد رئیس جمهور باقی بماند، ممکن است شکوفایی استعداد در حدی که بتوان سالی ‏یک میلیارد درآمد بدست آورد، چهل سالی طول بکشد، اما این چهل سال ارزش اش را دارد، ‏بخصوص اینکه زمان برای ما موضوع مهمی نیست. شکوفه مهم است.‏

 

هـ)حضور احمدی نژاد باعث می شود تا ایرانیان در سراسر جهان چنان بی ‏حیثیت شوند که حتی سی سال بعد از او هم همه شان را به اتهام تروریسم از همه جای جهان ‏اخراج کنند و در نتیجه همه مجبور بشوند که از ترس جمهوری اسلامی به خودش پناهنده ‏شوند...‏
و در نهایت: همه مغزهای ایرانی برمی گردند و نفت هم نخواهیم داشت، برای همین همه چیز ‏می شود همانطور که می خواستیم، ما اولین تولید کننده علم در جهان می شویم.‏

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 16:26  توسط هم وطن  | 

-«آنهایی که فریاد می‌زنند باید دموکراسی باشد، این‌ها مسیرشان غلط است. مسیر ما مسیر نفت نیست. ملی کردن نفت پیش ما مطرح نیست. ما اسلام می‌خواهیم.» [سخنرانی در جمع دانشجویان اهواز، کیهان3/3/58 ]

2-«در انقلابی که در ایران حاصل شد در سرتاسر این مملکت فریاد مردم این بود که ما اسلام می‌خواهیم. این مردم قیام نکردند که مملکتشان دمکراسی باشد.» [سخنرانی مورخه 19 آذر 1358، قم]

3-«به آنها که از دموکراسی حرف می‌زنند گوش ندهید. آنها با اسلام مخالفند. می‌خواهند ملت را از مسیر خودش منحرف کنند. ما قلمهای مسموم، آنهایی را که صحبت ملی و دمکراتیک و اینها را می‌کنند می‌شکنیم.» [سخنرانی مورخه 22 اسفند 1358، قم]

4-«شما روشنفکر هستید و آزادی همه چیز، از جمله آزادی فحشا را می‌خواهید. یک نحو آزادی می‌خواهید که جوانان ما را فاسد کند. ما می‌خواهیم مملکت را حفظ کنیم و حفظ مملکت به آن آزادی‌ای که شما می‌گویید نیست. این آزادی مملکت را بر باد می‌دهد. این آزادی که شما می‌خواهید، آزادی دیکته شده است.» [صحیفه نور،ج 9،ص‌372]
5-«من انقلابی نیستم. اگر ما انقلابی بودیم اجازه نمی‌دادیم اینها اظهار وجود کنند. تمام احزاب را ممنوع اعلام می‌کردیم، تمام جبهه‌ها را ممنوع اعلام می‌کردیم و یک حزب و آن حزب الله، حزب مستضعفین تشکیل می‌دادیم و من توبه می‌کنم از این اشتباهی که کردم.» [سخنرانی در مسجد فیضیه قم، جمعه 2 شهریور58، سروش، شماره18، 10شهریور58،ص‌6-7]

6-«ما دیگر نمی‌توانیم آن آزادی را که قبلاً دادیم بدهیم و نمی‌توانیم بگذاریم این احزاب کار خودشان را ادامه بدهند. ما شرعاً نمی‌توانیم مهلت بدهیم. شرعاً جایز نیست که مهلت بدهیم. ما آزادی دادیم و خطا کردیم. به این حیوانات درنده نمی‌توانیم بت ملایمت رفتار بکنیم. دیگر نمی‌گذاریم هیچ نوشته‌ای از این‌ها در هیچ جای مملکت پخش شود. تمام نوشته‌هایشان از بین می‌بریم. با این‌ها باید با شدت رفتار کرد و با شدت رفتار خواهیم کرد.» [کیهان، 27مرداد1358]

7-«این جنایتکارها که در بازداشت هستند متهم نیستند، بلکه جرمشان محرز است؛ باید فقط هویت آنها را ثابت کرد و بعد آنها را کشت. اصلاً احتیاج به محاکمه آنه نیست. هیچگونه ترحمی در مورد آنها مورد ندارد. اگر ما اینها را نکشیم، هر یکی‌شان که بیاید بیرون می‌رود آدم می‌کشد. با چند سال زندان کار درست نمی‌شود. این عواطف بچه‌گانه را کنار بگذارید.» [سخنرانی به مناسبت سالروز تولد رسول اسلام،9 تیر 1359]

8-«آنکه مکتبی را مسخره می‌کند، اسلام را مسخره می‌کند. اگر متعمد باشد، مرتد فطری است. زنش برایش حرام است. مالش هم باید به ورثه داده شود. خودش هم باید مقتول شود.» [صحیفه نور، ج‌14، ص‌376]

 

از http://faridtabasi.blogfa.com

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 16:4  توسط هم وطن  | 

در ايران اسلامي علما خودشان حكومت نخواهند كرد و فقط ناظر و هادي امور خواهند بود. خود من نيز هيچ مقام رهبري نخواهم داشت و از همان ابتدا به حجره تدريس خود در قم برخواهم گشت.

مصاحبه با خبرگزاري رويتر، نوفل لوشاتو، 5 آبان 1357

 

 در جمهوري اسلامي كمونيستها هم در بيان عقايد خود آزاد خواهند بود.

مصاحبه با سازمان عفو بين الملل، نوفل لوشاتو، 10 نوامبر 1978

 

 در جمهوري اسلامي زنان در همه چيز حقوقي كاملاً مساوي با مردان خواهند بود.

مصاحبه با روزنامه گاردين، نوفل لوشاتو، 1 آبان 1357

 

 در حكومت اسلامي راديو، تلوزيون، و مطبوعات مطلقاً آزاد خواهند بود و دولت حق نظارت بر آنها را نخواهد داشت.

مصاحبه با روزنامه پيزا سره، نوفل لوشاتو، 2 نوامبر 1978

 

 در منطق اينها آزادي يعني به زندان كشيدن مخالفان، سانسور مطبوعات و اداره دستگاههاي تبليغاتي. در اين منطق تمدن و ترقي يعني تبعيت تمام شريانهاي مملكت از فر هنگ و اقتصاد و ارتش و دستگاههاي قانونگذاري و قضايي و اجرايي از يك مركز واحد. ما همه اينها را از بين خواهيم برد.

سخنراني براي گروهي از دانشجويان ايراني در اروپا، نوفل لوشاتو، 8 آبان 1357

 

ما همه مظاهر تمدن را با آغوش باز قبول داريم.

سخنراني براي گروهي از ايرانيان، نوفل لوشاتو، 19 مهر 1357

 

براي همه اقليتهاي مذهبي آزادي بطور كامل خواهد بود و هر كس خواهد توانست اظهار عقيده خودش را بكند.

كنفرانس مطبوعاتي، نوفل لوشاتو، 9 نوامبر 1978

 

 

نه رغبت شخصي من و نه نه وضع مزاجي من اجازه نميدهند كه بعد از سقوط رژيم فعلي شخصاً نقشي در اداره امور مملكت داشته باشنم.

مصاحبه با خبرگذاري اسوشيتد پرس، نوفل لوشاتو، 17 نوامبر 1975

 

 دولت اسلامي ما يك دولت دموكراتيك به معني واقعي خواهد بود. من در داخل اين حكومت هيچ فعاليتي براي خودم نخواهم داشت.

مصاحبه با تلوزيون NBC ، نوفل لوشاتو، 11 نوامبر 1978

 

 من نميخواهم رهبر جمهوري اسلامي آينده باشم. نميخواهم حكومت يا قدرت را بدست بگيرم.

مصاحبه با تلوزيون اتريش، نوفل لوشاتو، 16 نوامبر 1978

 

 در جمهوري اسلامي زنها آزاد خواهند بود. در تحصيل هم آزاد خواهند بود. در كارهاي ديگر هم آزاد خواهند بود.

مصاحبه با هفته نامه گاردين، نوفل لوشاتو16 نوامبر 1978

 

 پس از رفتن شاه من نه رئيس جمهور خواهم شد، نه هيچ مقام رهبري ديگري را به عهده خواهم گرفت.

مصاحبه با روزنامه لموند، نوفل لوشاتو، 9 ژانويه 1979

 

از طرف http://faridtabasi.blogfa.com

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 16:0  توسط هم وطن  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 19:7  توسط هم وطن  | 

غرور و اعتماد بنفس بیش اندازه می تواند چنان ویروسی ویران کننده ساختار اخلاق، و بنیاد روابط اجتماعی را نابود سازد. اگر این ادعا را بپذیریم آنگاه باید به دقت رفتار و کردار خود را بازنگری کنیم و بی حضور تعصب به نقد خویشتن بنشینیم. ازآنجا که در فرهنگ ما ایرانیها "غرور" صاحب معنایی دوگانه و یا بهتر می نمود می گفتیم: چندگانه، می باشد، در بسیاری مواقع به اشتباه در رفتار شخصی و اجتماعی ما معنا پیدا می کند. اشتباهی که گاه پسامدهای جبران ناپذیری را در پی خواهد داشت پس چه جای تعجب اگر با نگرانی  بیشتری به رد پای غرور در حوزه سیاست نگاه بیاندازیم؟

تبلور غرور در رفتار دو قطب قدرت  ایران هر روز بیشتر از روز پیش معنا پیدا می کند. مقام عظمای ولایت هر روز بیشتر از پیش صاحب عناوین و القاب افتخار آمیز می شوند. ایشان خود را چنان در جمع "کلام به نرخ روز گویان" اسیر کرده اند  که گویی هرگز نگران غرور حاصل از این مناسبتها نیستند و فراموش کردند که مولایمان علی (ع) چطور همگان را از غلبهء غرور و جاه طلبی بر حذر می داشتند.

مقام ریاست جمهوری هم چنان از عملکرد سیاسی خود و دولت سرا پا مسئله شان خشنود اند و مفتخر که هر تریبونی در اختیارشان باشد غرورمندانه از فضایل و توفیقات خود سخن می رانند، گویی ایران امروز، بهشت موعود است و مشکلات مکرر مردم، همگی موضوعی ساختهء ذهن دشمنان.

رهبری نظام  در رفتاری سخیف مدتهاست از بوسیدن دستشان توسط متملقین ابایی ندارند. ایشان با تکرار این عمل، در واقع این عادت زشت و ناپسند را در میان سیاسیون و مردان گرسنهء قدرت اشاعه می دهند. جوهر غرور مگر چطور ساخته می شود و چطور در وجود انسان رشد می یابد؟ این رفتار زشت روزی مورد انتقاد و تقبیه همین آقای رهبر نیز بود. ایشان روزی همان روحانی جوانی بود که شاه ایران را برای چنین اخلاقی سرزرنش می کرد.

آیت الله خمینی به عنوان رهبر پیروز یک انقلاب و شخصیتی هزاران بار بزرگتر از آقای خامنه ای اگر اجازه می داد افراد دستشان را ببوسند بیشتر بخاطر کهولت سن و مقام اجتماعی بالای ایشان بود که البته بهتر بود چنین نمی شد اما چرا اخیراً این رفتار طاغوتی در شخصیت رهبر مستضعفین جهان رخنه کرده است، موضوعی است که جای بسیار سئوال دارد.

باورهای آقای خامنه ای بشدت تغییر کرده است و متاسفانه ایشان را دچار خطای محاسبه نموده است. باور یک شعار که ایشان رهبر مسلمین جهان هستند و یا این که قدرت امروز ایشان بیشتر از قدرت دیروز آقای خمینی می باشد و یا اینکه ایشان قدرتمندترین مرد  عرصه سیاست ایران می باشد، تمامی مصادیق ظهور و پیدایش آن خطرناک حسی است که همگان غرورش می خوانند. حسی که سر چشمه تصمیمات اشتباه خواهد شد و پیش از هر نکته دیگری، بین سیاست مدار و دنیای " واقعی" فاصله می اندازد.

احمدی نژاد نیز، در بسیاری از رفتارهای شخصی خود حس غرور و پرخاشگری و خود شیفتگی را به نمایش گذاشته است. ایشان بشدت علاقمند کسانی است که او و رفتار او را تایید کنند و مرتب از ایشان دفاع کنند. در غیر این صورت ذهن آفت زده و بحران طلب ایشان، به طرفه العینی عکس العمل نشان می دهد و موجبات تمسخر خویش و کشور  و مردم را فراهم می آورد. اعتماد به نفس و خود محوری او چنان مشهود است که حتی ایشان را مجاب ساخته تا خود را کارشناس و استاد تمام موضوعات پندارد. اظهارات بی دقت و عجولانهء او بیشتر محصول غرور و خود فریفتگی ایشان است.

احمدی نژاد در یاد گیری موضوعات اقتصادی و درک پیچیدگیهای این علم آنچنان ضعیف و پر اشتباه است که در بسیاری جهات نمی تواند توضیح درست و قانع کننده ای ارائه دهد. ایده های شخصی و بی پایه او، هرجا که با سوال دلسوخته ای روبرو شود، ایشان چاره را تنها در خاموش کردن  پرسشگر جستجو می کنند، گویی همگان با ید  ساکت بنشینند و به نظاره بنشینند تا ایشان ایده های خام خود را به بوتهء آزمایش  بگذارند و العجب که هزینه این اشتباهات نیز از جیب من و شمای ناظر پرداخت می شود.

علاقه شدید احمدی نژاد به دخالت در تمام امور و اظهار نظر در همه چیز او را به شهرت بسیاری رسانده است و از این رو مردم به اشکال مختلف او را به تمسخر می گیرند و بیشتر از اینکه به عنوان ریئس جمهور کشور او را به بحث و گفت و گو بنشانند به عنوان شخصی خننده دار و بی اعتبار معرفی می کنند. اصرار او برای مرتبط بودنش با امام زمان و دستور گرفتن از ایشان چنان بازار مضحکه و تمسخر ایشان را گرم کرده است که دیگر باورمندان به امام زمان نیز نمی توانند از این سوژه جالب به راحتی عبور کنند. تا جایی که باید گفت، این اظهارات وقیهانه وی، شرایط بی اعتباری مذهب شیعه و اعتماد دینی مردم را بیشتر از هر زمان دیگری، لا اقل در تاریخ معاصر ایران فراهم آورده است.

رهبری و ریاست جمهور به عنوان دو ساختار مغرور و پرخاشگر و صاحب اعتماد بنفس بی جا، در یک بستر سیاسی مشترک به تولید مشکل برآمده اند.هر چند که رهبری هم نهایتاً به خطر اظهارات بی پایه رئیس جمهور محبوب خود پی بردند و رابطهء دروغین ایشان با امام زمان را مناسب احوالات روحانی خود و حاکمیت مذهبی شان نمی دانند.

تمام رفتارهای این دو منبع قدرت و تفاخر چنین درهم پیچیده است که شکست و افتضاحات سیاسی ریئس جمهور هروز بیشتر از دیروز اعتبار رهبری را دچار هزینه می کند. رهبری در اشتیاق پیروزی خود بر مخالفین اصلاح طلبش چنان احمدی نژاد را ستوده است که حالا دیگر به راحتی نمی تواند او را از قدرت برکنار کند، که اگر چنان شود دیگر اعتباری برای رهبری باقی نمی ماند.

مشابهت های رفتاری احمدی نژاد با رضا شاه و آقای خامنه ای با محمد رضا شاه به واقع نشان دهندهء چیست؟ تلاش احمدی نژاد برای قاطع بودن در رفتار و ادعای مبارزه با فساد مالی دیگر رهبران سیاسی اصلی ترین دلیلی است که او را  با رضا شاه مانند می کند. حال و در این اوضاع آشفته، می توان چنین نظر داد که  گرچه آتش مبارزه احمدی نژاد با دیگر رهبران فاسد نظام، دامن مقام رهبری را هم گرفته است اما شخص نخست مملکت، عملاً امکان مقابله با او را ندارد!!!

دست بوسی و آرزوهای بزرگ برای رهبری دنیای اسلام همان رفتاری است که مقام رهبری را دچار مشابهت با محمد رضا شاه می کند او هم برای رسیدن به دروازه های غرب و  ریاست بر خاورمیانه و ادارهء سیاسی و امنیتی کل منطقه رویاهایی در سر داشت و سر آخر چه شد...

حال چطور می توان به جمهوری بودن حاکمیت اسلامی دلبند بودن و این خصوصیات را در راستای همان خلافت اسلامی و حاکمیت اسلامی نپنداشت، موضوعی است در خور توجه که باید بیشتر آن را بررسی کرد.

احمد طباطبایی- بیست و هفت شهریور هشتاد و هفت     

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 20:9  توسط هم وطن  | 

همین چندی پیش در روز خبرنگار بود که آقای ریئس جمهور از اصحاب قلم ایران زمین درخواست کرد تا حقیقت را بگویند و تصویری از  ایران واقعی را به جهان و جهانیان معرفی کنند. در سخنان آن روز، ایشان فرمودند: " امروز ماموریت ما معرفی ایران زیبا و قدرتمند به مردم جهان است و این معرفی کمک می کند تا نگاه دنیا درخصوص کشور ما تغییر کند".

چه دشوار می نماید جدی گرفتن ایشان آنگاه که سخن از راستی و واقع گرایی به میان می آورد و لب به ذکر معنویت قلم می گشاید. ایشان، گویا از خاطر برده اند که در حضور همین مردم در برنامه تلوزیونی کاندیداتوری خود، تا چه اندازه کلام بی عمل راهی ذهن مردم و صد البته تاریخ کردند. ایشان، چه زود فراموش کردند که قول داده بودند با شکل ظاهر و لباس مردم، سر و کارشان نباشد: "مگرمشکل کشور ما قیافه بچه های ماست؟ ". آقای احمدی نژاد! میدانی و می دانم، که صد البته چنین نیست  و عجبا که امروز... می دانی و نمی دانم که چگونه است که از موی سر تا کفش پا، شده است معضل، شده است مشکل. گیرم که چنین باشد، آقای احمدی نژاد مگر نه آن است که تربیت تو و امثال تو، لباسی که نشان آدمیت نبود را سمبل حبیت و حریت و هویت جوانانمان کرد؟

گویی از حافظه بی بهره است این مرد و یا در راه تزویر و ریا و بی شرمی قدم بر می دارد. زیرا که نمی توان چنین مضحک خود و رژیم را به سخره گرفت. همین چند روز پیش بود که ایشان در خصوص مشورت خود با مقام رهبری در خصوص وزرای جدید کابینه دروغ گفتند. این دروغ گرچه مردم  را نیازرد و تفاوتی هم در زندگی ایشان ایجاد نکرد(؟) اما روزنامه کیهان و حسین شریعتمداری را برآشفت. این واقعه آنقدر خجالت آور بود که دفتر رهبری را مجبور ساخت در یک واکنش عجیب و منحصر به فرد، دست به انتشار نامه ای زند و بر طریق ادب به وی گوشزد کند که دگر هرگز چنین نکند و از قول رهبری دروغ نگوید.

احمدی نژاد در بسیاری  موارد دروغ گفته است، حال چگونه است  که راستی و درستی را به دیگران پند می دهد؟ ایشان در خصوص اقتصاد کشور هر روز اطلاعات اشتباه می دهند و به دروغ اوضاع را آرام و رو به بهبود توصیف می کنند. وضعیت معیشتی مردم هر روز سخت تر از روز پیش می شود و تمام مایحتاج روزمره مردم چندین برابر بیشتر از حد معمول و یا میانگین توروم جهانی گران شده است. اما ایشان چنین موضوعاتی را نادیده می گیرند و به تکرار دروغ پردازی می کنند و تخیلات خویش را به زبان واقعیت و آن هم در دنیای سیاست تحویل دنیا می دهند. دور بودن این شخص از حقایق و واقعیات مرسوم امروز جهان چنان آشکار است که مردم در کوچه و بازار با طرح انواع و اقسام جوکها و شوخیها مخالفت و انزجار خود را از ایشان ابراز می کنند.

درد دروغ و تزویر وریا سالهاست در جان و روح حکومت پیچیده است و درمانش هم ممکن نیست الا به روزگاران. اما صراحت و وقاحت برای بیشتر دروغ گفتن و یا دروغ بزرگتری از زبان دیگری گفتن، به یقین موضوعی است که با دولت احمدی نژاد به جامعه سیاسی وارد شده است. آقای ریئس جمهور در بیاناتشان به خبرنگاران هم، دچار دروغ گویی شدند. ایشان فراموش کردند که بسیاری از خبرنگاران در سالهای حکومت ایشان در زندان بسر بردند، عده ای در خانه به تبعید رفتند و دسته ای به غربت. چگونه شد که ایشان اکنون در جمع خبرنگاران می گویند که این قوم قلم به دست نشاید و نباید که موضوعات را همانطور که می بینند گزارش کنند.؟؟؟ حقارت آمیز تر آنکه  سایت" الف " که سایت آقای توکلی است و از حامیان درجه یک انقلاب و ولایت و امامت، فقط برای افشا کردن مدرک قلابی دکترای آقای وزیر کشور مسدود می شود.

ایشان فراموش کردند که به دستور خودشان و ریئس شورای امنیت، حکمی به تمام مطبوعات فرستادند و فرمودند تا هیچ کس هیچ مطلبی را در خصوص نیروی هسته ای بدون هماهنگی به چاپ نرساند و هیچگونه انتقاد را در این زمینه انتشار ندهد. مقام رهبری در دفاع از چنین شخص و دولتی سر از پا نمی شناسند و تصور می کنند که مردم نمی فهمند و عقل و شعورشان را با خود از خانه بیرون نمی برند. تمام خبرنگاران آن روز، بعد از شنیدن این حرفها در دلشان با خود چه نجوا کردند؟ و چطور توانستند این حرفهای کم مایه و شعاری را بشنوند و تهوع نکنند.

با قبول این نکته که تمامی دولتها در سرا سر دنیا رازهایی دارند که نمی توانند و یا نمی خواهند با مردم در میان بگذارند، اما انفجار و حملات تروریستی این روزهای تهران و دیگر مناطق کشور را چرا نباید مطبوعات گزارش بدهند؟ انفجار اخیر میدان فردوسی تهران هنوز صدایش در گوشمان باقی است ولی چرا هیچ کس هیچ چیز در این خصوص ننوشت و جرات نکرد که بگوید و پخش کند؟ فعالیتهای تروریستی شیراز و انفجار حسینه چرا باید چیز دیگری گزارش شود؟ چرا گروه جندالله به سر کردگی عبدالمالک ریگی هنوز فعال است و هر روز تعداد بیشتری از سربازان و ماموران نظامی و امنیتی ایران نازنین کشته می شوند و کوچکترین اطلاع رسانی در این خصوص صورت نمی گیرد. مگر مردم نباید از این وقایع باخبر باشند؟ مگر نه کار خبر نگار، خبر دادن است؟ مگر نه  خبر دادن آگاه کردن؟ مگر نه آگاهی مایه رهایی؟ آقایان پروای چه دارید و از چه باکتان است؟ نکند... از رهایی؟

آن چه مسلم است، این که رهبران و مسئولان سیاسی امروز ایران نمی خواهند مردم ایران از وضعیت دولت و موضوعات مرتبط با حکومت با خبر شوند، ایشان ترجیح می دهند تا مردم با همین گرفتاریهای مالی و تورم و بدبختی معیشتی سرگرم باشند. آنها علاقه به این که مردم از خطرات واقعی تروریستی در کمینشان مطلع شوند ندارند. آنچه اهمیت دارد تداوم نظام و حکومت است و نه چیز دیگری. با ایجاد توهم حضور دشمن تخیلی در خارج از مرزها و معرفی دوستان واقعی یک ملت به عنوان دشمن و دشمنان آن به عنوان دوست، سعی دارند تا چند صباحی بیشتر کرسی قدرت را در آغوش گیرند. دریغ از آنکه ما زنده ایم و هوشیار و می نویسیم و می گوییم، تا لحظه ی آخرین زندگی مان تا آن دم که قلم نازنین، این تنها ودیعه الهی، با دستانمان رفاقت دارد، تا آنزمان که شما را شرمتان آید و دست از این بازی سراپا زیان بشویید، باشد که آیندگان ما را به مدد تفکر و عدل به قضاوت بنشینند.

 

احمد طباطبایی   

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 3:24  توسط هم وطن  | 

مورخه 23/2/87 دادگاه شهرستان بستان آباد از توابع تبريز طي حکمي دختر نوجواني را با مهريه يک دست و يک پا به عقد اجباري جواني ديگر درآورد.

ناهيد باغگر متولد سال 67 ساکن بستان آباد با توجه به فشارها و محدوديتها در خانواده بالاخص ضرب و شتم مکرر که حتي در موردي با ضربه شي فلزي به سر وي منجر به مشکلات رواني گرديده بود به همراه پسري به نام حميد .م تصميم به فرار از منزل ميگيرد .

ناهيد يکبار نيز در 14 سالگي چنين اقدامي نموده بود و به تهران گريخته و پس از بازگردانده شدن به منزل از تحصيل محروم و تحت فشار و محدوديت در منزل نگهداري ميشد ، حميد.م با اطلاع از محدوديتهاي دختر، وي را اغفال و به خانه فسادي در شهر تبريز منتقل و از تجاوز به وي اقدام به تهيه فيلمي به مدت 30 دقيقه مينمايد و بدين طريق با تهديد وي آخرين راه بازگشت به منزل وي را از اين دختر ميگيرد .

با دست ياقتن دوستان حميد به فيلم مذبور و تهديد آنان مبني بر اطلاع دادن به پليس ، حميد دختر را در اختيار دوستان خود نيز قرار ميدهد و آنان نيز با تهيه فيلم کوتاهي به وسيله تلفن همراه اقدام به انتشار فيلم تجاوز به اين دختر مينمايند .

سرانجام با ورود نيروي انتظامي ، ناهيد دستگير و به خانواده اي که حاضر به پذيرفتن وي نبودند بازگردانده شد و سرانجام نيز دادگاه طي حکم صادره پسر و دختر را با مهريه يک دست و يک پا (معادل 180 ميليون تومان) به جبر به ازدواج يکديگر در مي آورد. اين در حالي است که دختر و پسر جوان به هيچ روي حاضر به زندگي مشترک با يکديگر نيستند .گفته شده است تعدادي از افراد تندروي مذهبي با جمع آوري طوماري در شهر مذکور خواهان سنگسار ناهيد باغگر گشته اند .

اکنون اين دختر در سايه عدم حمايت قانونگذار از وي از سويي طرد از سوي خانواده ، به جبر به ازدواج با فردي که خواهان او نيست در آمده است ، فيلم تجاوز به وي در سطح منطقه در سطح وسيعي منتشر گشته است و از سوي افراط گرايان مذهبي با تهديد به سنگسار مورد آزار و اذيت قرار دارد

http://8emarch.blogfa.com/

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 11:19  توسط هم وطن  | 

در روزهایی که نیروی انتظامی در آستانه آغاز تابستانی دیگر، بر شدت فعالیت های خود افزوده است و از شنبه “برخورد ‏با مروجان گروه‌های غربی” را آغاز می کند، از پرونده سردار زارعی، فرمانده سابق نیروی انتظامی استان تهران، خبر ‏می رسد که بالاخره “علیرغم فشارهای وارده” ، این پرونده روال طبیعی خود را بازیافته و کسانی که شکایتی از این ‏فرمانده سابق نیروی انتظامی دارند می توانند با مراجعه به دادگستری شکایت خود را اعلام کنند.در حال حاضر “هشتاد ‏نفر” از این فرمانده نیروی انتظامی استان تهران “شکایت” کرده اند.

سردار رضا زارعی فرمانده ۵۲ ساله نیروی انتظامی استان تهران که اسفند ماه گذشته ناگهان از سوی فرمانده نیروی ‏انتظامی کل کشور از این سمت برکنار شد، هم اینک در شرایطی زندان را تجربه می کند که پرونده های زیادی برای او ‏گشوده شده و حدود هشتاد نفر از وی به علت جرایمی چون “سوءاستفاده جنسی، کلاهبرداری، شیادی، باج گیری، ارتشا” ‏و… شکایت کرده اند

http://8emarch.blogfa.com/

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 11:17  توسط هم وطن  | 

دخترم را می فروشم هزار خمینی یا وقتی همه مشکلات پول نفت نیست

وقتی از زندگی حرف می زنیم در زهن ما بیشتر تصاویر شهر نشنیتی . شهر خودمان ساخته می شود فکر میکنیم مشکلات زندگی همین هاست که ما داریم .. پرداخت قبض … دعوا با پدر و مادر سر برداشتن ماشین … پول تو جیبی .. کار اداری خوب .. ولی هیچ وقت فکر کرده ایم این ادمهایی که گاها وقتی با ماشین مسافرت می کنیم در کنار جاده می بینیم هم مشکلاتی دارند و ایا اصلا به جز مشکل پول نفت و نبود دموکراسی مشکلات دیگری هم هست یا نه ؟؟؟؟

در این سالها اتفاقات زیادی بوجود امد که باعث بوجود امدن امواج رسانه ایی بلندی شد که خب طبعا فقط در حد رسانه بودند نه چیزی بیشتر … کلی سر و صدا … داد و بیداد .. اهای فلان .. اهای بیسار .. اخرش هم در ارشیو روزنامه ها مخفی شدن و قضیه جدید … مرگ برای همسایه سنتی است نه چندان جدید در ایران … اتفاقاتی مثل فروش دختران در دبی … نمونه های تبلیغاتی و جنجالی بود که باعث ثروتمند شدن عده ایی شد تنها همین … پول نفت و صحبت هایی همیشگی و زندگی به سبک ایرانی

اما من … داستان قدیمی است و نه چندان باب طبع

افغان ها وارد ایران شدند گروه گروه و فوج فوج …. قشری از انان که پیش از مهاجرت شهرنشین بودند وارد شهر شدند و سعی کدرند زندگی خانوادگی و قومی خود را ادامه دهند ولی گروه دیگری هم بودند که تشکیل یک جامعه زیر زمینی را دادند این جامعه مقتدر بود و استحکام بسیاری داشت .. در این جوامع زیر زمینی افغان ها روابط بسیار قوی بود و حمایت های گروهی از یک نفر تا به قتل دشمن ان طرف هم ممکن بود برسد …

در همه شهر ایران به خصوص مرکز استان ها و استان های شرقی و مرکزی تر ایران می توان وجو د افغان ها را دید که با گذشت سالهای بعد از ان این تعداد کمتر شد.. اما قهرمان داستان ما کس دیگری است

ما مردمان …

داستان دختر فروشی در جامعه افغان زیاد داستان بغرنجی نیست گاها در میان روستایی ها و قبلیه دار ها سنت تلقی می شود .. اما چیزی که هست برخی از ما همیشه باید انسان نباشیم … به خصوص در شهر های مرزی ایران در خراسان بزرگ همیشه شاهد فروش دختر ها در قبال پول و تریاک هستیم که مرد افغان بتواند به این واسطه بیشتر در کشور بماند که فعلا با لغو این قانون امید بیشتر برای نجات این دختران هست .. شما زیاد از این داستان ها شنیده اید .. و قدمت این مسئله هم چندان کم نیست که اولین بار ماموران مرزی در سال 1340 مرد عربی را در حالی که 11 دختر ایرانی را برای فروش به کشور های عربی می برد دیده است … البته نکته انجاست که این عمل در هیچ جای دنیای وحشی عملی جدید نیست … امار ها نشان دهنده این است که در المان حدودا 10 هزار زن مجاری و روسی مشغول به کارند (….) ولی فکر می کنم اینجا کشور ؟ (حمید ) کشور کوروش اها بله کشور کوروش و داریوش و از این جور ادم ها بوده و البته ما هم پز وطن پرستی داریم و فر و هر می ندازیم …

و به گور خودمان می خندیم …

ببخشید گاهی عصبانی می شوم … مشکل از جایی شروع می شود که ما مردم هنوز مردم نشده ایم .. هنوز زندگی قبلیه ایی را دوست داریم … هنوز نفهمیده ایم وقتی تلوزیون را قبول می کنیم در خانه مان باشد با ید پیامد های دیگر ان را هم قبول کنیم … نه این که هم خدا را بخواهیم هم خرما … نمی شود … وقتی بچه بدنیا می اوریم برای فروش نیست … گاو گوسفند نیستند … و ما نیز باید بفهمیم زندگی چیزی بیشتر از این است که وقتی چنین مطالبی را میخوانیم بگیم .. اخی … حیووونی ها … گناه دارن ..پس این حقوق بشر کو ؟؟؟ …   ولی با خودمون می گیم وظیفه مانیست که تقصیر مانیست … پس مسئولین کجان پول نفت رو هر کی خورده بره درستش کنه و ما مردم بی شعور ….

فکر میکنم دلمان برای خودمان هم نمی سود دختر می فروشیم به هزار خمینی …

برگرفته از http://1divaneh.wordpress.com/


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 20:17  توسط هم وطن  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 20:35  توسط هم وطن  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 20:34  توسط هم وطن  | 

فکر کنم با چفیه پول بیشتر میدن اخه تیم دولتیه!!!!!

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 21:21  توسط هم وطن  | 

رای گیری هم تموم شد با این اوضاع خدا به داد فردامون برسه
+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 20:1  توسط هم وطن  | 

میزان رای ملت است؟؟؟؟
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 18:54  توسط هم وطن  | 

چقدر سرباز!!!! چقدر خدمت مقدس وظیفه سربازی(همون اجباری خودمون)!!!!!

چرا سرباز رو استخدام نمیکنند؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 17:38  توسط هم وطن  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 20:38  توسط هم وطن  | 

برای قانونی بودن انتخاب یک نماینده  او باید نصف بعلاوه یک رای بیاورد

 با این اوصاف هیچ نماینده ای قانونی

نیست چون نیمی از واجدین شرایت رای دادن تا حالا رای ندادن

شاید اینبار !!!!!!!!شاید هم بار بعد !!!!!!

شاید هم غیر قانونی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 21:18  توسط هم وطن  |